آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان فریاد مرورم کن خط به خط از نو... شبی در کوچه ام او تار میزد
چه ساده عاشقی را دار میزد دو دستانش چنان در لرزه افتاد که گویی وی دلش را بار میزد به آهنگی غریب پیغام میداد همین آهنگ را بسیار میزد به هم پیچیده بود او کوله باری گره را با دو دست یار میزد به چشمش اشک و بر دل آه میداشت دلش را با خدا اینبار میزد نگه از پنجره کردم ودیدم سرش را بر سر دیوار میزد شب دیگر بدیدم ساده آمد خودش را با خودش صد بار میزد نظرات شما عزیزان: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, :: 14:37 :: نويسنده : خودم وغصه
![]() ![]() |